قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3735

تاريخ الفي ( فارسى )

چنگيز خان گفت : « من اوگتاى را به جاى خود مقرّر كرده‌ام و زمام امور سلطنت و جهانبانى به كف باكفايت او نهاده‌ام . و من در جميع مهمات ملكى و مالى اعتماد تمام بر قراچارنويان دارم . بايد كه فرزندان من از صوابديد او بيرون نروند و سخن او را محل اعتماد دانند . » بعد از آن عهدنامهء قبل خان و قاچولى بهادر كه به آل تمغاى تومبنه خان رسيده بود و پدران چنگيز خان على الترتيب اسامى خود را بر آن ثبت نموده بودند از خزاين بيرون آورد و بر پسران خواند و گفت : « من و قراچارنويان بدين طريق عهد كرده بوديم ، شما نيز بر اين يوسون عمل كنيد . » و چون ديار ماوراء النهر و بعضى از بلادى كه به آن ديار قرب جوار داشته‌اند به چغتاى ارزانى داشته بود و هنوز از خوارزمشاهيه مثل سلطان جلال الدّين و بعضى برادرانش در عراق اسب مخالفت در ميدان ملك‌گيرى مىتاختند و مردم از شوكت سلطان جلال الدّين بسيار اعتبار مىگرفتند ؛ چه ، در امور شجاعت و مردانگى چيزى از آن به ظهور رسيده [ 238 ب ] كه مقدور هيچ احدى نبود ، بنابراين ، چنگيز خان ، چغتاى را در حضور خود به قراچارنويان سفارش نمود . « چنانچه در زمان حيات من به ضبط مملكت قيام مىنمودى بايد كه بعد از فوت من به چغتاى همان طريقه مسلوك دارى و او را به فرزندى قبول كنى . » و در اين باب فرمود تا عهدنامه نوشتند و از جانبين خطوط بر آن نهادند . بعد از آن فرمود تا ميانهء اوگتاى و برادران نيز وثيقه نوشته به خطوط اعيان و اركان دولت رسانيدند . مضمون وثيقه آنكه « برادران به اوگتاى مخالفت نكنند و از فرمان او درنگذرند ، و به جار و بولجار « 1 » او حاضر شوند . » پس عهدنامهء آبا و اجداد خود به چغتاى خان سپرد و عهدنامهء پسران به اوگتاى قاآن . القصّه چون اوگتاى قاآن را ولى عهد گردانيد و از نصايح و وصاياى سودمند فارغ گشت ، فرزندان را فرمود كه « شما بر مملكت و الوس رويد كه ملك مهمل و معطّل است و من نمىخواهم كه در وفات در خانه باشم « 2 » ، و به جهت نام و ناموس مىروم . شما بايد كه بعد از من ياساق مرا دگرگون نكنيد . و چون چغتاى اينجا نيست ، مبادا چون من درگذرم ، سخن مرا دگرگون كرده در ملك تماجاميشى ، يعنى آشوب و فتنه ، اندازد . شما را بايد رفت بر سر ولايت و الوس خود . »

--> ( 1 ) . جار و بولجار - جار بلجار : طلب و وعده . - فرهنگ معين . ( 2 ) . جامع التواريخ : « من نمىخواهم كه وفات من در خانه باشد . »